بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي
57
التوسل إلى الترسل ( فارسى )
شريعت مصور مىگردد ، كه الملك اس « 1 » و الدين حارس و مالا حارس له فمهدوم « 2 » . ( چنان كه از عادت « 3 » ) حميدهء پادشاهانه هيچ سنت « 4 » ستودهتر از كفايت امور دينى و ضبط مصالح شرعى - كه در دنيا موجب دوام اقبال و فراغ بالست و در آخرت « 5 » مثمر نجات و نيل درجات خواهد بود - نيست ، از مهمات دينى نيز هيچ ( مهمى به صرف « 6 » ) عنايت و بذل رعايت مستحقتر از ترتيب كار ( قضات و حكام « 7 » ) قواعد احكام نتواند بود ، چه بناى جملگى امور و احوال از حفظ فروج و دماء و اموال برآنست ، و تحقيق وجوه حلال و حرام و اثبات حقوق خوّاص و عوّام بمقتضى راى متولى قضا كه نايب مصطفى است ( عليه السلام « 8 » ) متعلق ، و مدار ( مصالح كافهء « 9 » ) مسلمانان از جواز معاملات و مناكحات و قرار مخاصمات و مصالحات و غير آن بنفاذ حكم حكام كه شحنگان دينند منوط ، و اگر و العياذ باللّه خللى به كار قضات « 10 » راه يابد و در قواعد حكومت تزلزلى پيدا « 11 » آيد نواير خصومت مشتعل شود ، و عقد مصالح متبدد « 12 » ماند ، و احوال مسلمانى متبدل گردد ، و اموال مسلمانان در عرضهء تلف افتد ، و عقار و ضياع مستضعفان در معرض غضب « 13 » و ضياع آيد ، و حلال و حرام يك مزاج گيرد ، ( و مبادا كه هرگز « 14 » ) اركان اسلام انثلام پذيرد ، و عروهء دين انفصام آغاز نهد ، و فساد « 15 » آن بمصالح دنيا و آخرت عدول « 16 » كند . چون معرفت ما اين دقيقه را شامل بوده است برحسب اين اعتقاد مبارك و قضيهء « 17 » اين صدق نيت - تا تأييد ربّانى تحفهء جهانبانى بمجلس ما فرستاده است و فضل يزدانى نوبت كامرانى بما رسانيده است « 18 » و دست توفيق زمام احكام در قبضهء
--> ( 1 ) ش ، بنياد و اساس و اصل . ( 2 ) فهدم . ( 3 ) و چنان كه از عادات . ( 4 ) شفقت . ( 5 ) عقبى . ( 6 ) مهمتر . ( 7 ) قضا و احكام . ( 8 ) سا . ( 9 ) كافهء مصالح . ( 10 ) قضا . ( 11 ) پديد . ( 12 ) ش ، متفرق و پراكنده . ( 13 ) ظ ، غضب . ( 14 ) و مباد هرگز ( ظ ، و مباد هرگز كه ) . ( 15 ) ظ ، كه فساد . ( 16 ) عدوى ( و اين كلمه بمعنى تجاوز است ) . ( 17 ) بر قضيهء . ( 18 ) رسانيده .